لكههاي فراوان زرد در آنها به جاي رنگهاي يكدستتر قبلي، اغلب جلف بهنظر ميرسند.
همچنين در اين قرن بود كه روش شيشهٴ دولايهٴ معروف به دمشقي رواج يافت، يعني دولايه شيشهٴ جداگانه را بههم ميچسباندند (اينكار از مدتها پيش انجام گرفته بود)؛ آنگاه اگر مثلاً يكي قرمز و ديگري سفيد بود، در جاهايي كه لازم بود، شيشهٴ قرمز را ميتراشيدند تا از وسط آن شيشهٴ سفيد خود را نشان دهد. سير تكاملي شيشهٴ مينايي را ميتوان تاحدي با تفصيل بررسي كرد، چون وجود مجموعهٴ بزرگي از نمونههاي تاريخدار در كليساهاي فرانسه و انگلستان، مجموعههايي كه بهويژه براي سدهٴ چهاردهم پربار هستند، اينكار را امكانپذير ميسازد.1
گفتوگو از شيشهٴ مينايي پيش از بحث از جامهاي شيشهٴ ساده ممكن است عجيب باشد، ولي ميتوان دريافت كه اين كار به ترتيب زماني بوده است. البته قرنها بود كه از شيشه در پنجرهها استفاده ميكردند، ولي آن شيشهها مات بودند و نه شفاف. مثلاً در زمان روميان شيشههاي جام را با ريختن فلز مذاب روي يك قطعهٴ مرمر تهيه ميكردند و شيشههايي كه به دست ميآمد، يك طرفش صاف و طرف ديگرش ناهموار بود؛ نور از چنين جامهايي ميگذشت، ولي به صورتي مات. شيشهٴ سلطنتي يا چشم گاوي چندان بهتر از آن نبود: اين شيشه بيشتر در غرب بهكار ميرفت و مدت زيادي مورد استفاده قرار گرفت. شيشهٴ سفيد شفاف بار نخست كي و كجا ساخته شد؟ پاسخ دادن به اين سوٴال ممكن نيست، ولي چنين شيشههاي شفاف يا تقريباً شفافي در پنجرههاي داراي شيشههاي نقاشي شده در سدهٴ چهاردهم بهكار رفته است. در سال 1333 يك نجيبزادهٴ اهل نورماندي به نام فيليپ دوكاكره امتياز ساختن شيشهٴ جام را گرفت. آيا اين شيشهها شفاف بودند؟
بههرحال، استفاده از شيشهٴ جام در پنجرهها در سدهٴ چهاردهم در فرانسه و انگلستان اساساً افزايش يافت، گرچه تنها ثروتمندان قادر به داشتن آنها بودند. از اين گذشته، ميتوان فرض كرد كه شيشه عموماً مات بود و استفاده از آن به روزنههاي كوچك محدود ميشد.2
درمورد وضعيت ساختن شيشه در شرق اطلاعات بسيار خوبي داريم، چون تعدادي نمونههاي قابل تاريخگذاري وجود دارد. نمونههاي برجستهٴ استعداد شيشهتراشان شرقي را در تنگها و چراغهاي مسجدها ميتوان ديد. بيش از سيصد نمونه از اينها در موزههاي مختلف پراكنده است. غنيترين مجموعه در موزهٴ عربي قاهره است با 118 قطعه شامل 78 چراغ؛ در
Christopher Woodforde: English stained glass and glasspainters in the
fourteenth century (Proceeding British Academy 25, 29-49, 8 pl., 1939; Isis 35, 277).
2. (Luce p. 58, 1879).